پوریا پوریا ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

پوریا پسر مهربون من

خونه تکونی و گل پسری

سلام عسلی سلام پسری گلم خوبی   عزیز دلم این چند روز که گذشت حسابی مشغول خونه تکونی بودیم و تمام جاهای خونمون رو از زیر و رو شستیم و تمیز کردیم و الان هم خدا رو شکر تموم شده و خیالمون راحت اما شما گل پسری هم حسابی مشغول بودی و به مامان حسابی حسابی کمک کردی تا تونستی به شیطنت هات اضافه کردی و اوضاع هم بر وفق تو عسل پسر هر جا رو که دوست داشتی بهم می زدی و را همی رفتی واسه خودت شعر الو مامان دوست دارم می خوام برات گل بیارم رو اجرا می کردی یا مثلا بعنوان مجری برنامه پنگول می شدی و می گفتی سلام بچه ها حالتون خوبه  خاله نرگستون خوبه دیگه واسه خودت یه پا استاد حسابی شده بودی عزیز دلم بالاخره خونه تکونی امسال هم با زحم...
18 تير 1392

شنبه 8/4/92

  سلام پسركم خوبي عزيز دلم امروز دوباره بعد از يه غيبت نه تقريبا طولاني اومدم تا برات بنويسم كه اين روزاي تو قند عسلي چه جوري مي گذره خدا رو شكر همه چيز بر وفق مراد هست فقط دوباره دو سه روز پيش شما سرما خوردي و سرفه ها دوباره شروع شد و تب و .... اولش قرار شد دكتر نريم ولي وقتي هوا يه كم تاريك شد مريضي شما هم انگار چند برابر شد براي همين هم با بابايي و خاله سعيده و بابا رامين برديمت دكتر و با يه  كيسه دارو برگشتيم خونه الانم هم روبه بهبودي و از شدت مريضي كم شده و اما هفته قبل شنبه خاله رويا سركار نرفته بود چون كنكور برگزار مي شد و دانشگاه هم تعطيل بود و وقتي ديد حوصله پوريا پسري سر رفته تصميم گرفت با هم برن پارك و ي...
12 تير 1392
1